داستان

مادرم همیشه می گوید:

مادرم همیشه می گوید:

از هرکسی ،به اندازه خودش توقع داشته باش…

از عقرب توقع ماچ و بوسه و بغل نداشته باش…

الاغ کارش جفتک انداختن است..

سگ هم گاهی گاز میگیرد ، گاهی دمی تکان می دهد…

گربه هم که تکلیفش روشن است!

حالا تو هی بیا دستت را تا مچ بکن توی کوزه ی عسل،بگذار دهن آدم نا نجیب…! راست می گوید!

توقعت را که از آدم ها کم کنی،

غصه هایت هم کم می شوند…

راحت تر هم زندگی میکنی.

من زندگی خودم را میکنم و برایم مهم نیست چگونه قضاوت می شوم…

چاقم ، لاغرم،قدبلندم،قد کوتاهم،سفیدم،سبزه ام

همه به خودم مربوط است..مهم بودن یا نبودن رو فراموش کن

روزنامه ی روز شنبه زباله ی روز یکشنبه است

زندگی کن به شیوه خودت

با قوانین خودت

با باور ها و ایمان قلبی خودت

مردم دلشان می خواهد موضوعی برای گفتگو داشته باشند

برایشان فرقی نمیکند چگونه هستی

هرجور که باشی حرفی برای گفتن دارند

شادباش عشق بورز و از زندگی لذت ببر

چه انتظاری از مردم داری؟

آنها حتی پشت سر خدا هم حرف می زنند…!

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

همچنین ببینید

بستن
بستن
بستن