عاشقانهمتن عاشقانه

آغوشِ شاعر

IMG_1676011917640756.jpeg

بگذار بغض هایم را قرقره کنم، شاید
چشم و هم چشم های یک دل  تنگ
یادت بیاورد که تو
در آغوشِ شاعری قد کشیدی که
آب رفت تا تو
به یکتایی  شاه بیتش کـــافر نشوی…
حالا تو نیستی که
اشک، پاپیچ  نگاهم می شود و
مرا وادار به راز و نیاز
بر آستان  سجاده ای می کند که
به عطر تن تو متبرک است…
جانماز که پیراهن  تو باشد،
قنوت  نمازم همان شعرهایی می شود که
در بند بند  آغوشت به یادگار نوشته ام…

محمد نصیریان

مشخصات فردی نام: محمد نصیریان تاریخ تولد: ۳ مرداد ۱۳۶۸ جنسیت: مرد – مجرد محل سکونت: ایران – شیرازتحصیلات سطح تحصیلات: دانشجوی دکتری مدیریت صنعتی رشته تحصیلی: مدیریت صنعتی گرایش تولید و عملیات محل تحصیل: دانشگاه آزاد یزد

نوشته های مشابه

‫13 نظرها

  1. گرچه دلگیر تر از دیروزم گرچه فردای غم انگیز مرا میخواند لیک باور دارم دل خوشی ها کم نیست زندگی باید کرد هر چند زندگی سخت است
    ﴾﴿﴾﴿﴾﴿﴾﴿﴾﴿﴾﴿
    مرسی

  2. این روزها که دیگر نیازی به من نداری،

    که تنهایی ات را با کس دیگری پر میکنی؛

    رفتارت از سرمای زمستان سرد تر،

    و حرفهایت از جعبه مدادرنگی پاییز

    رنگارنگ تر شده است.!

  3. دلم برای یک نفر تنگ است…
    نه میدانم نامش چیست…
    و نه میدانم چه می کند…
    حتی خبری از رنگ چشم هایش هم ندارم…
    رنگ موهایش را نمی دانم…
    لبخندش را هم…
    فقط میدانم که باید باشد و نیست…

  4. حرفی ندارم!
    نه برای گفتن و نه برای نگفتن و حتی
    ناگفتن!!
    نه تنها حرفی نیست اعتراضی هم
    نیست…
    همچنین خسته ام…
    دلم دیگر چیزی نمیخواهد!
    نه بودن میخواهد و نه نبودن…
    دلم میخواهد سکوت کنم…
    کمرنگ شوم…
    یک چمدان خاطره بردارم و فقط بروم…
    و کسی نگوید نیست!!
    همین…

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

بستن
بستن