عاشقانه

در این قسمت متن های عاشقانه دل نوشته ها و جملات عاشقانه و عکس های عاشقانه قرار میگیرد

  • دعوا کن ولی با کاغذ

    کاعذ و قلم

    دعوا کن، ولی با کاغذت!
    اگر از کسی ناراحتی
    یک کاغذ بردار و یک مداد.
    هر چه خواستی به او بگویی
    روی کاغذ بنویس
    خواستی هم داد بکشی
    تنها سایز کلماتت را بزرگ کن نه صدایت را…
    آرام که شدی برگرد و کاغذت را نگاه کن،
    آنوقت خودت قضاوت کن؛
    حالا می‌توانی تمام خشم نوشته‌هایت را
    با پاک کن عزیزت پاک کنی.
    دلی را هم نشکانده‌ای
    و وجدانت را هم نیازرده‌ای،
    خرجش همان مداد و پاک کن بود،
    نه بغض و پشیمانی…
    گاهی می‌توان از کوره‌ی خشم
    پخته‌تر بیرون آمد…

    #الهی_قمشه‌ای

  • من دوستت دارم ترین فرد جهانم

    من دوستت دارم ترین فرد جهانم
    هر چقدر هم که بگردی
    هیچکس نیست که مثل من
    نگران نگرانی هایت باشد
    وقتی می خندی برایش زیباترین
    تصویر جهان باشد
    وقتی که دوری آشوب جهان در
    سینه اش باشد
    وقتی که نزدیکی مثل یک اقیانوس
    آرام و پرهیجان باشد!
    من دوستت دارم ترین فرد جهانم
    یعنی که اگر
    یک نفر در جهان نتواند
    بدون تو زنده باشد آن منم…

    #حامد_رجب_پور

  • شب یلدا که شد

    میدانی …؟

    میخواهم شب یلدا که شد

    انارِ دلم را

    برایت دانه کنم

    کمی هم گلپرِ احساس

    رویش بپاشم

    میخواهم

    دم نوشِ عشق برایت دم کنم

    با چند حبّه قندِ محبت کنارش …

    میخواهم یک جام لبخند

    چند شاخه غزل

    و یک ظرف پر از ستاره

    روی میز بچینم …

    میدانی …؟

    میخواهم شب یلدا

    برایت سنگ تمام بگذارم …

    🍂

  • آخرِ پاییز

    آخرِپاییزنزدیک شد وهمه دم میزنند
    ازشمردن جوجه ها

    اماتوبشمار تعداددلهایےراکه به

    دست آورده ای

    وتعدادلبخندهایی

    که برلب نشانده ای

    امیدوارم لحظه هاےپایانے

    پاییزپرازخش خش

    آرزوهاےقشنگ باشه

  • جدایی

    image

    یه دختر و پسر که زمانی همدیگرو با تمام وجود دوست داشتن بعد از پایان ملاقاتشون با هم سوار یه ماشین شدن و آروم کنار هم نشستن … دختر میخواست چیزی رو به پسر بگه ولی روش نمیشد ! پسر هم کاغذی رو آماده کرده بود که چیزی رو که نمیتونست به دختر بگه توش نوشته بود ؛ پسر وقتی دید داره به مقصد نزدیک میشه کاغذ رو به دختر داد ، دختر هم از این فرصت استفاده کرد و حرفشو به پسر گفت که شاید بعد از پایان حرفش پسر از ماشین پیاده بشه و دیگه اونو نبینه …
    دختر قبل از این که نامه ی پسرو بخونه به اون گفت که دیگه از اون خسته شده ، دیگه عشقش رو نسبت به اون از دست داده و الان پسری پیدا شده که بهتر از اونه … پسر در حالی که بغض تو گلوش بود و اشک توی چشماش جمع شده بود با ناراحتی از ماشین پیاده شد که در همین حال ماشینی به پسر زد و پسر درجا مرد … دختر که با تمام وجود در حال گریه بود یاد کاغذی افتاد که پسر بهش داده بود ، وقتی کاغذ رو باز کرد پسر نوشته بود :
    “اگه یه روز ترکم کنی میمیرم …”

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن